نسیم نازم

دو دست خالی ام را می پسندند
دل پوشالی ام را می پسندند
فقط گنجشک های پرشکسته
شکسته بالی ام را می پسندند

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٥ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

نه مثل یک دوبیتی از بَرَم کرد / نه حتی لحظه‏ای هم باورم کرد

پَری از بال یک گنجشک بودم / نه حتی لحظه‏ای هم باورم کرد

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٥ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

همین شوق دمادم می‏تواند... / و بارانی که نم نم می‏تواند...

دلم را - بس که گنجشک است  / حتی نگاه ساده ای هم میتواند

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٢٥ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

پر از بغضم پر از گریه پر از تلخی و شیرینی
حلالم کن دارم میرم منو هرگز نمیبینی
حلالم کن اگه دستام به دستای تو عادت کرد
آخه دنیای عاشق کش به ما دوتا خیانت کرد
کلاف آرزوهامو چرا هیچکی نمی بافه
برای ما دوتا عاشق جدایی دور از انصافه

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٧ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

تو نیستی و این در و دیوار هیچ‌وقت...

غیر از تو، من به هیچ کس انگار هیچ‌وقت...

اینجا دلم برای تو هی شور می‌زند

از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٧ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

ای معنای انتظار یک لحظه بایست

        دیوانه شدن بخاطرت کافی نیست؟

یک لحظه بایست و یک جمله بگو

        تکلیف دلی که عاشق کردی چیست؟

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٦ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم


از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم


فرقی نداره بی تو بهار مون با پاییز


نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز

ادامش تو ادامه مطالب


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٢ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

 پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت

                                      بیچاره از این عشق سوختن آموخت

فرق منو پروانه در اینست

                               پروانه پرش سوخت ولی من جگرم سوخت

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۱ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

گه یه روز دلت خواست گریه کنی به من بگو،قول نمی دم بتونم بخندونمت اما می تونم باتوگریه کنم/اگه یه روز خواستی از این جا بری نترس به من بگو،قل نمی دم تورو از رفتن باز دارم اما می تونم اگه دوست داشتی باهات بیام/

اگه یه روزی حوصله کسیو نداشتی به من بگو قل میدم سکوت کنم/اما اگه یه روزی صدام کردی و جواب نشنیدی زود بیا،شاید این منم که به تصلای تو نیاز دارم.

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

اتل متل رفاقت

             دل به تو کرده عادت

برات دعا میکنم

             اینم رسم صداقت

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

دردم از دیدار توست

             دل فقط بیمار توست

شادی و عشق و امید

            هدیه چشمان توست

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

یادمان باشداز امروزخطایی نکنیم

            گرچه درخیش شکستیم صدایی نکنیم

پر پروانه شکستن هنر انسان نیست

            گر شکستیم زغفلت من و مایی نکنیم

یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم

            وقت پر پرشدنش ساز و نوایــــی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

            طلب عشق زهربیــسروپایـــــــی نکنیم

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢۸ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

حق به شب بو بدهم
و نخندم دیگر به ترکهای دل هر گلدان
و به انگشت نخی خواهم بست تا فراموش نگردد فردا
زندگی شیرین است
زندگی باید کرد
و بدانم که شبی خواهم رفت
وشبی هست که نباشد پس از آن فردایی

.

.

.

ممنونم بهارجونخجالت

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

کاش

کاش محو می شدم،

                      در آغوشت،

چو قطره پریشانی

         در آفتاب داغ  تابستان...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()


در حضور خارها هم میشود یک یاس بود

در حضور خارها هم می شود یک یاس بود

در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود

می شود حتی برای دیدن پروانه ها

شیشه های مات یک متروکه را الماس بود

کاش می شد، حرفی از کاش می شد هم نبود

هرچه بود احساس بود وعشق بود و یاس بود...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()

یک شبی مجنون نمازش را شکست/بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق، آن شب مست مستش کرده بود/فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او/پر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای/بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای/و اندر این بازی شکستم داده ای

نشتر عشقش به جانم میزنی/دردم از لیلاست آنم میزنی؟

خسته ام از عشق، دل خونم مکن/من که مجنونم تو مجنونم مکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم/این تو و لیلای تو، من نیستم ......!!!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ساعت ٥:٢٦ ‎ب.ظ توسط کوچولو موچولو یادگاری ها ()




خدایا از تو میخواهم این عشق را